دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
462
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
بشود و هزينه كلانى بپردازد ، اين گشادهدستى خود را به رخ ديگران بكشد . در دوره صفوى ، البته نه دوره پسين تيمورى ، اين روال و روش دگرگون شد . در اين دوره يك سلسله از كاروانسراها بنيان گرفت كه اغلب پارهاى از فعاليتهاى بناسازى خاص بود . ازاينرو تعداد عمارات ، زياد و زمان كوتاه و كم بود . از اينها گذشته ، وسعت بعضى از اين عمارات هزينه تزيين آنرا افزايش داد . هزينههاى محدود هم بداعت و نوآورى را كور مىكرد . بدينترتيب مجموعهاى از عوامل سبب شد كه در اين نوع عمارات تزيينات مفصلى صورت نگيرد . ضمنا اين عوامل به تكميل كاروانسراى « سبك خانهاى » كه صرفهجويانه بود ، كمك كرد و ضمنا در خود مفهومى از تناسب و سليقه مطلوب را مستتر داشت و بر پايه تجربه وسيعى برپا مىشد . حتى سازندگان بريتانياى عصر جرج هم با روشى مشابه به نتايج خوشايندى دست يافتند . در هردو مورد محدوديت واژگان معمارى ، نتايج مفيد و با صرفهاى بار آورد . درك اين مطلب ساده است كه كاروانسرا در اين دوره به چسان به صورت يك كار مستقل و امر منحصر درآمد و چرا با معمارى مذهبى و دربارى همزمان خود همخوانى كمترى داشت ؟ كاروانسراهاى دوره صفوى اصولى را كه معماران اين دوره براى طرحافكنى آنها به كار مىبستند بيشتر روشن مىكنند « 1 » . اين اصول بسيار ساده و عملى بودند و براى عماراتى كه هرروز پر و خالى مىشد و به منظور خدمات ، اصطبل و تخليه صدها چهارپا و منزل دادن صاحبان آنها و براى فروش اجناس ( در مورد كاروانسراهاى شهرى ) به كار مىرفته است . اين عمارات را بطور كلى محلهاى فرض مىكردند و در آنها چهار محله را در نظر مىگرفتند . اين كار معمار را در طرحافكنى پلانش راحت مىكرده است . گاهى هم يك واحد كوچكتر به كار مىرفته است : در اين صورت اندازه يك دهانه خاص اصطبل و يا حجره خاص براى استراحت مسافران ، در مورد همه عناصر مشابه عمارت به صورت واحدى تكرار مىشد . در اين موارد كاروانسراهائى كه داراى فضاى وسيع بودند بايد با دقت مضاعف آرايش و تنظيم مىشدند . در پلان عمارت ، زير بخشهاى منظمى براى حفاظت انسانها و چهارپايان به صورت جداگانه در نظر گرفته مىشد و اصطبلهاى مجاور تفكيك مىگشت ؛ در اينجا نخستين كردوكار ايوانها به كار گرفته مىشد . تنوع راهحلهائى كه براى اجراى مناطق اريب حياط در نظر گرفته مىشد شباهت و همسانى بقيه نماهاى حياط را بالا مىبرد و نشان مىداد كه معماران به اين نوع تقاطعها توجه و ارزشى خاص قائل
--> ( 1 ) - كلايس ، " Bericke " ، ص 35 و Abb ، ص 114 . سيرو ، « كاروانسراها » ، ص 52 ، تصوير 15 . در هردو مورد نوعى آرايش پيمونى در نظر گرفته شده است .